تبریز،اهر،ورزقان
انا لله و انا الیه راجعون
بسم دفع البلاء
آن روز که میان کوچه های دل می گشتم تنها نگاه حسرت باری دیدم که مرا در خود غرق ساخت،به سرزمین فیروزه ای برد که یادها آرام آرام در انتهایی ترین معابد انتظار نشسته بودند.
از این همه تبعیض چرا نباید سخن گفت؟چرا نباید نوزاد معصومی که لحظه ای پلکی برای این دنیا نزد،سخن نگفت؟
چرا نباید از ماشین بنزی که یک روستا را می خرد و می فروشد نگفت؟
چرا نباید از ابراز همدردی به هنگام بلاء و آن هم به اجبار ،چیزی نگفت؟
تبریز ،سرزمین غیورساز ایران اینبار در عزای هم نوعانی به ماتم نشست که شب سرنوشت ساز خود را رقم می زد برای آنانی که بین رفتن و ماندن اند طلب شفاعت می نمود و ... .
شاید خدا خواسته بود که درین شب همه بیدار بمانند همه به یک دعا اکتفا کنند،اللهم اشفع کل مریضا
به یاد مظلوم تاریخ،مولا علی(ع) که ضربت سنگینی بر سر را پذیرا شد و رفت...
چه شکننده خفتی میان سنگ های آواره ای که برای آینده ات یک یک چیده بودم،کودم،تو رفتی آن هم زیر سایبانی که با خون و دل برای تو پناهگاهی ساخته بودم،چگونه از نبودنت شکوه ای نکنم؟ چگونه خدای خود را به صدا نیاورم؟
مهربانم !
از تنگدستی روزگار نتوانستم برایت کاشانه ای امن بسازم اما در حیرتم از خزانه ی بیت المالی که می توانست به جای خشت چوبی آجری سنگی برای ما بیآفریند ، به بنزهای فوتبالیون،به اختلاس های دلاری،به تی شرت پوشان میلیونی و ... مبدل شد.
انتظار و ناشکری هرگز نمی کنم چرا که خدایی اعظم دارم اما دلم،جانم از این همه تبعیض می سوزد...
کجایی ای صاحبِ،دوران ها و زمان ها؟
کجایی یا صاحب الزمان؟
ناراضیام،ای گول،منه ایمداد ائله سن ده ناشاد ائله ین کونلومو دلشاد ائله سن ده
سیندیرمیسان،ال وورما سینیق کونلومه،ظالیم ویرانه دوزه لمز،نئجه آباد ائله سن ده (واحد)
تسلیت و ابراز همدردی ما شاید مرهمی برای ذره ای از زخم دیدگان زلزله باشد اما عزیزان مصیبت دیده،ما جوانان این سزمین این استان همواره پا به پای شما هستیم و هیچگاه در هیچ نقطه ای ندای آهِ امداد طلبی را بی منادی نخواهیم گذشت.
دل به دل با جان و اشک با شمائیم تا ابد
ممهدون للمهدی تبریز
با یاد خدا و با سلام