پیکر بی جان پیامبر هنوز دفن نشده است. همه در سقیفه اند مگر آنجا چه خبر است؟!

آتش فتنه در سقیفه بنی ساعده در حال جان گرفتن است فتنه ای که به بهای انحراف از آینده ای که خدا و پیامبرش برای مردم رقم زده اند تمام خواهد شد.

2 روز است که بدن مبارک حضرت بر روی زمین مانده و جمعی از اصحاب پیامبر(ص) در حالی که هنوز جنازه پیامبر(ص) روی زمین است گرد هم آمده اند و بر سر جانشینی آن حضرت به مشاجره پرداختند تا جائی که نزدیک است سعد بن عباده بزرگ انصار در همان مجلس کشته شود.
و این اتفاقات در حالی است که امیرالمومنین(ع) مشغول رسیدگی به کار های پس از رحلت و تشییع و تدفین رسول الله هستند...

امت در عزای عزیز از دست رفته است و آنها در اندیشه حکومت! و چه زود از خاطر می برند عهد و پیمانی را که  با پیامبر و علی در غدیر بسته بودند

حکم صادر میشود و پس از آن احکام دیگر

حضرت امیر (علیه السلام) در دفاع از حق خود، از انصار و یاران رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) طلب یاری می نماید ولی هیأت حاکمه از این وضع احساس خطر کرده و در صدد برمی آید تا با هجوم به بیت وحی، ارکان حکومت خود را محکم کند.

پس از حمله‌ها و هتک حرمتهای متعدد که به خانۀ دخت نبی اسلام(صلوات الله علیه و آله) شد، و سوختن خانه و شهادت حضرت محسن(سلام الله علیه) و زخمی شدن حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، نامردمان که دیدند کاری از پیش نرفت تصمیم گرفتند با تحریم اقتصادی و غصب فدک، به اهل بیت پیامبر (سلام الله علیهم) فشار بیاورند و با این شیوه بلکه بتوانند سلاله‌های پیامبر را نیز با خیال‌های شوم خود همراه کنند.

فدک

در پی فرمان خدا "وآت ذی القربی حقه..." رسول الله فدک را به فاطمه بخشید بود و ای کاش...
فاطمه دیگر بر فدک -ارثیه و هدیه پدری خود- اختیاری ندارد

امیر المؤ منین علیه السلام به فاطمه علیها السلام فرمود: برو و میراث پدرت (فدك) را بگیر. فاطمه علیها السلام نزد خلیفه رفت و گفت : میراث پدرم رسول خدا را كه به من تعلق دارد بده. خلیفه گفت: پیامبران ارث نمی گذارند.

حضرت زهرا عليها السلام خطاب به غاصبان فدک فرمود: آيا رواست كه ميراث پدرم به زور از من ستانده شود؟ آه! دردا! چقدر عجيب و در عين حال سخيف است كه ارث پدرم مـورد دستـبرد و تجاوز قرار گـيرد و مـن از آن محروم بمانم؟ اى فرزند ابو قحافه! خداوند گفته كه تو از پدرت ارث برى و من از پدرم ارث نـبرم؟ «چه سـخن ناروايى!» آيا از سر عناد و لجاج كتاب خدا را ترك و به پشـت سـر افكنـده‏اى؟ در حـالى كـه او مى‏ فرمـايد: "سليمان از پدرش داود ارث برد." و يا آنجا كه داستان يحيى فرزند زكريا را بازگو مى ‏كند، مى ‏فرمايد: "مرا از جـانب خود فرزنـدى عطـا كـن كه وارث مـن و خـانـدان
يعقوب باشد". خلیفه دوباره حرف خود را تكرار كرد كه پیامبران ارث نمی گذارند!
فاطمه(س) رفت شاهد آورد، احتجاج کرد، پس دادند و پس گرفتند...آن هم چه پس گرفتنی!

فدک، محک الهی بود که از همان اولین ساعت اعطای آن به فاطمه(علیهاالسلام) با عکس‏العمل‌های موافق و مخالف روبرو شد. این برخوردها که در واقع بروز دهندۀ باطن اعتقادی مردم بود، ادامه پیدا کرد تا روزی که فدک غصب شد، و از آن روز، گران‌سنگی شد که عیار دوست و دشمن را محک زد، و آنچه مردم در زمان پیامبر(صلی‌الله‌علیه و آله) جرأت بروز آن را نداشتند ظاهر شد، و هر کس نشان داد که به راستی از غصب فدک ناراحت است یا خرسند، و یا نسبت به آن بی‏تفاوت است و برای او ارزشی مثبت یا منفی ندارد که به دفاع از آن برخیزد و اظهار نظر کند.

آری…

پروندۀ فدک باز شد تا نام دوست و دشمن را تا آخر تاریخ در خود ثبت کند!

واضح است که غاصبین فدک دو دسته‏اند: یکی آنان‌که در حیات فاطمه (علیهاالسلام) شخصاً اقدام به غصب آن نمودند، و دستۀ دوم آنان‌که در طول تاریخ از غاصبین طرفداری کردند و به هر صورتی قلبشان از غصب حق فاطمه (علیهاالسلام) راضی بود. نام هر دو دستۀ غاصبین در دفتر فدک ثبت خواهد شد.

فدک هدیه بود… هدیه‌ای از جانب پیامبر خدا به فاطمۀ زهرا (سلام الله علیها) تا سندی تلخ باشد بر چهرۀ خیانتکار افرادی که نفاق را در اسلام بنا نهادند….

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمٌ و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم القیامه

          فدك يعني غروب ياس نيلي

فدك يعني زمين خوردن ز سيلي          

          فدك يعني عروج تا به احمد

فدك يعني دوآقا در يتيمي                    

          فدك يعني علي ... زهرا ... ندارد

فدك يعني اميري در اسيري                  

 

پی نوشت: جمع آوری مطالب از مقالات مختلف و لابلا نویسی ها و افزودن ماوقع بکوشش حقیر است.

امیر طالب زاده