خاطره ای از ایام امتحانات
سلام
بچه ها چند ماهه داشتم سیالات می خوندم یهووو به ساعت که نگاه کردم دیدم 2ساعت نیم از جام تکون نخوردم به خودم گفتم افرین آفرررررین
بچه ها چند ماهه داشتم سیالات می خوندم یهووو به ساعت که نگاه کردم دیدم 2ساعت نیم از جام تکون نخوردم به خودم گفتم افرین آفرررررین
بعد دیدم ای وای (داش باشیما) هنوز یه دونه مسائله رو نتونستم تموم کنم پس فردا امتحان چه جوری 20 تا رو تموم کنم......![]()
و البته با نمره 10 پاس کردیم...(آقا مهدی تحویل بگیر...)![]()
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۱/۲۹ ساعت 16:49 توسط مهرداد
|
با یاد خدا و با سلام