امروز تصاویری از شادی کردن جوانان جامعه‌مان دیدم، جوانانی که با قرار فیس بوکی دور هم جمع شده بودند تا با آب بازی چند لحظه ایی با هم شادی کنند.
ایده آب بازی فکر جالبی بود، ولی ای کاش این‌طور برگزار نمی‌شد...

از قرار معلوم تو فیس بوک قرار گذاشته بودند و تو پارک آب و آتش تهران دور هم جمع شدند. دخترها به پسرها و پسرها به دخترها آب میپاشیدند....

اندکی از کامنت های

افتاب: درباره ماجراي آب بازي دختران و پسران جوان در پارک آب و آتش، حرف و حديث‌هاي زيادي گفته شده است : از اين که «مگر اشکالي داشته کار اين جوانان؟» تا « اين کار طرح دشمن بوده براي از بين بردن حيا در جامعه».

تحلیل هایی از سوی سایت ها و خبر گذاری های مختلف بر این واقعه گفته شده است. که اغلب علت این امر را عدم وجود آزادی در کشور بیان میکنند و با تحلیل هایی روشن فکرانه جوان ایرانی را در محدوده ی اسلام و ایران اسلامی در زنجیر میبینند.

آیا واقعا این چنین است؟ آزادی امروزه بحث هر محفلی شده . فارغ از داشتن آگاهی و برای روشن فکر نشان دادن خود هرکسی هر حرفی را شنیده با افتخار بیان مکند و گاهی برای اثبات قانونی بودن حرفهایش چند کلمه ای از دکتر شریعتی نقل بیان میکند. شاید اصلا آن را هم قبول ندارد و میرود سراغ راسل. نیچه و فروید. دنبال جواب سوالش میگردد!

آخر کسی نیست بگوید چرا سراغ منبع و منشا وجود خود نمیروی و جوابت را نمیگیری؟

آخر این رسمش نیست
اینکه او بدهد ولی از روشی که گفته پیروی نکنم
اینکه او همه جا هوایم را داشته باشد ولی من هوای اطاعت از دستوراتش را نداشته باشم... و هر کاری که دلم خواست انجام دهم.

خدا  خلقت کرده و خیر و شر تو را بهتر میداند. برو و تعبیر خدا را از آزادی ببین. خدا میگوید آزادی در چهار چوب دین و اسلام!

شاید هم کسی پیدا شده و این حرف را به آنها زده و با جواب به ظاهر دندان شکن" اینها با عقل جور در نمی آید" مواجه شده.

ولی باز فارغ از اینکه عقلمان ناقص است و همه چیز را نمیتوان با عقل اثبات کرد . میگویم:

با همین عقل ناقص هم میتوان فهمید که آزادی به معنای آنها در نهایت با زندگی اجتماعی منافات خواهد داشت.

دیروز روابط دختر پسر را آزادی میدانستند . که متاسفانه همان طور که مستحضرید به آن با تمام وجود دست یافته اند.

امروز حجاب را دستمایه ی حرفهای خود کرده و از نابراری حقوق مرد و زن در ایران سخن میکنند.

که صد متاسفانه در حل نیل به آن هستند.

حال خود در ذهن خود همین روند را ادامه دهید. ایا به جایی میرسید که ارامش و قانونمندی در آن حاکم باشد؟

اصولا ازادی باید در محدوده ی قانون باشد. ولی به بیان روشن فکران یعنی هر کاری دل میخواهد میتوانی بکنی. ..... شاید دلم خواست کسی را بی دلیل بکشم؟ نمیتوانم؟ پس قانونی مرا محدود کرده است.

پس آزادی بدون قانون جامعه را به گند میکشد.

آزادی جنسی.. تا چه حد میخواهید آزاد باشید. آیا آزاد ترین ملت های آمریکا و اروپ که از هیچ کثافتی دریغ نمیکنند قانعند؟

مسلما نه! خبر هایی از ازدواج همجنس بازان حاکی از این ماجراست که جنس مخالف دلشان را زده است.

اندکی فکر کنیم. عمیق فکر کنیم نه روشنفکرانه. به راحتی به منشا خویش باز خواهیم گشت. آنچنان که عقل و منطق هم از آن پشتیبانی خواهند کرد.

برای حسن خطام نظرتان را به اردوی مختلط جوانان مسلمان در ونکوور کانادا.

ینکه در یک کشور کفر چطور این جوانان مسلمان، با حفظ حجاب و رعایت شرع به تفریحاتشان هم می‌رسند...

قضاوت کنید...


جوانان مسلمان در ونکوور کانادا

جوانان مسلمان در ونکوور کانادا

جوانان مسلمان در ونکوور کانادا

جوانان مسلمان در ونکوور کانادا